تبليغاتX
چراغ کش - هیچ...
هوای نه چندان سرد دی ماه است و من همچنان در گیر یک فکر همیشه و همه وقت! نرمه بادی خودش را به شیشه می مالد. اتاق پر شده از عطر بابونه و پریسا. پنجره را که باز می کنم .. شیراز خودش را به فضای اتاقم تحمیل می کند و همه چیز را هم رنگ خود می کند...

...

با خبر شدم رفیق سعید بردستانی با چاپ دوم "هیچ" یک بار دیگر به صحنه ی بازار کتاب و کتاب خوانی برگشته. خواندن داستان های کوتاه و جذاب این کتاب را که حاوی نکات ظریفی از دیار اسرار آمیز جنوب است را به دوستان توصیه می کنم.

این هم متن خبر:

به گزارش خبرگزار آتی‌بان: چاپ دوم مجموعه داستان "هیچ" اثر سعید بردستانی، داستان نویس ايراني روانه‌ی بازار کتاب شد.

این کتاب به تازه‌گی توسط نشر ققنوس در تهران  به چاپ دوم رسیده و  مشتمل بر هشت داستان کوتاه است. این داستان‌ها، دخیل بر دستار شروه، آتش ته نشین، بلوط های به گل نشسته، در مادیان، تشنه چای، دست ما کوتاه، سردِ سنگین و زمزمه های آتش دوشیزه نام دارند.

مجموعه داستان "هیچ" اولین بار در سال گذشته توسط همین ناشر منتشر شد و توانست در همان سال عناوینی چند به خود اختصاص دهد؛ از جمله نامزدی مجموعه داستان اول جایزه گلشیری. داستان "زمزمه های آتش دوشیزه" از همین کتاب نیز سال گذشته جزء بهترین داستان‌های سال انتخاب شد.

به گفته‌ی "فرشید جان احمدیان" در کتاب فرهنگ داستان نویسی بوشهر، «کوتاه نویسی و ایجاز یکی از ویژگی‌های داستان‌های بردستانی بوده، وی از توضیح و تفسیر دوری کرده و تلاش می‌کند تصویری از موقعیت‌ها را ارايه دهد، بر همین اساس داستان‌های وی از حواشی به دور هستند.» این پژوهشگر هم چنین بومی گرایی، بازی زبانی و فضای وهم آلود را از دیگر ویژگی‌های داستان های این مجموعه می داند.

چاپ دوم مجموعه داستان "هیچ" در قطع شومیز با تیراژ 1100 نسخه و با قیمت 1300 تومان در فروشگاه نشر ققنوس و  کتابفروشی‌های سراسر کشور  قابل  دسترسی علاقه‌مندان به ادبیات داستانی ایران است.

با هم بخشی از داستان اول کتاب با عنوان «دخیل بر دستار شروه» را می‌خوانیم:

«اگر گربه سياهي كه شايد گربه نباشد، چندك بزند توي سياهي و كسي كاري به كارش نداشته باشد، هيچ؛ اما اگر دخترك شيطاني با سنگ بزندش، آن وقت است كه زليخا كور مي‌شود و بايد كوچه‌اي كه نصفش را با چشم آمده، نصف ديگرش را بي‌چشم برود، تازه اگر سر راه به كند كٍُِنار پرجني نخورد، يا شكم آماسيدة ديواري، يا دو سه رگ خشتمال تنوري يا... . و اين مي‌رود تا روزگاري كه زليخا زمينگير شود و به كنج نمور خانة برادر خو كند و پسين‌ها تنگ غروب دستش را به دست گرم و لطيف دختر برادر بدهد و هنوز عمه نشده بي‌بي شود، حتي اگر اين كار را بلد نباشد. و اين خيلي زود است براي زليخا، خيلي زود. اين را هيچ كس نمي‌داند، اگر هم بداند هيچ كاري از دستش برنمي‌آيد.»

 

آشنایی با نویسنده:

سعید بردستانی  در سال 1357 در خرمشهر به دنیا آمده، اما اصالتا اهل "دیر" است و با شروع جنگ نیز به همراه خانواده به زادگاه پدری‌اش مهاجرت می‌کند. وی در سال 1381 موفق به اخذ لیسانس در رشته‌ی مهندسی ماشین آلات کشاورزی می‌شود. این نویسنده از نوجوانی شعر می‌سروده ولی پس از مدتی به داستان نویسی روی می‌آورد، تا‌کنون داستان‌های وی در نشریات مختلف به چاپ رسیده‌اند. بردستانی هم اکنون در سمت تهیه کنندگی‌، کارگردانی و نویسندگی، برنامه‌ی ادبی «عطر تازه» را هر چهارشنبه از شبکه استانی مرکز بوشهر به روی آنتن می‌برد.

نوشته شده توسط هادی بهروز در 87/10/09 ساعت 10:56 | لینک ثابت |