شهر شلوغ بود.مالامال از پوستر و شعار و برنامه های طلایی برای برون رفت از مشکلات اجتماعی.
- مطالعه بفرمایید.اگه تونستید رای ندین!!
آقای ساده پوش چون نوری از کنارم گذشت و برگه های سرشار از شیرینی شعارهای امیدوار کننده و ساده زیستانه ی آقای دکتر را به دستم سپرد.
من اما به هیچ شعاری اعتماد نداشتم به هیچ آدمی. تا رسید به دور فینال و مجادله ی بد و بدتر! از اطراف و اکناف دنیا پیامک رسید که : آقا فردا پای صندوق های رای! فقط هاشمی رفسنجانی!...اگه فلانی بیاد فاتحه ی فرهنگ و ادبیات را باید خواند! فاتحه ی ایران را...!!
من اما بین بد و بدتر هیچ گاه بد را انتخاب نمی کنم. دوست تر دارم بدتر بیاید. دوست تر دارم درجه ی خلوص این مردم را بفهمم. دوست تر دارم آخر ماجرا را ببینم.
راستی بعد از همه چی نون هم داره گرون می شه . انبار کنید!!!
نوشته شده توسط هادی بهروز در 87/03/19 ساعت 11:21 | لینک ثابت |
