سیب زمینی ها را خلال می کنم و بعد از آبکش کردن می ریزم توی روغن که حالا از شدت حرارت جلز و ولز می کند. می خواهم تو را صدا بزنم که دستم می گیرد به لبه ی اجاق گاز و ... ادبیات!!
آخه اگه آشپزخونه که موضوع مهمی شده برای خیلی ها ادبیات غالبه.. پس بی بی ما آخر تمام این مباحثه!! به هر حال به آدمای بی عرضه ی کپی بردار که نمی شه زیاد هم خرده گرفت. ولی !!؟ بالام جان اینا که می نویسی دستور آب زیپوو یا فوقش آبگوشت بز باشه!! آره...
...........
اشاره کن که بشکفم حتی در این یخ بستگی...
ازاین ترانه سوزی و در این غزل شکستگی
نشر کتاب راکد مونده یا اگه آماری هم هست مربوط می شه به یه سری کتاب های خاص!! گرفتن مجوز چاپ کار حضرت فیله! برخوردهای قرون وسطایی با اهالی کلمه و کتاب!!
از طرف یونسکو شیراز به عنوان دومین شهر ادبیات جهان شناخته شد!! حالو روز ادبیات تو این شهر از چه قراره!؟ نویسندهاش چه می کنن؟! چقدر به اونا بها داده شده یا می شه؟! مگر نه اینکه تمام نویسندهاش مرتد و کافرند!!؟ شاعراش هم که واویلا!! راستی امان از شهر پر شاعر!!
وخیلی از حرف های نگفته که جای گفتنش نیست!!
با تمام این حرف ها و دغدغه ها چشم انتظار اومدنتیم حضرت مارکز



چی می خوای بنویسی؟
ـ به هر حال یه چیزی میشه دیگه !!
یه دوسه ساعتی هست که می خوام بنویسمت ولی انگار راه نمی دی؟! آخه تو رو تو کدوم کلمه جا گذاشتم؟ تو سطر های کدوم متن؟! گاه و بی گاه خودت را می لولانی و سرک می کشی!!
....................
راستی پدر خوانده رو دوست می دارم!! هنوز مو به تنم سیخ می شه هر وقت می بینمش..


