تبليغاتX
چراغ کش
اگر بخواهی همی چیز را تغییر دهی چقدر کار می برد!؟ حتی اسمت را و شهرات را و هر چیزی که تو را به همیشه می کشاند!!

کاش می شد! شیراز رو خیلی دوست دارم. نمی شه دل کند ازش.

 

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

                             یادگاری که در این گنبد دوار بماند

  

نوشته شده توسط هادی بهروز در 85/07/28 ساعت 1:21 | لینک ثابت |
چند شب پیش هوس سینما کردیم( بعد از هفت- هشت سال)با چند تا از عزیزان راه افتادیم. سینما سعدی و فیلم بنام پدر!!

اول که مثل تمام حواس پرتی های گذشتمان بجای چهار بلیط سه تا گرفتیم و بی خیال وارد شدیم.. طرف حتی نمی توانست به خودش اجازه بدهد که ما را شمارش کند!! هاهاهاها ایه

بعد از یه ربع متوجه شدیم و به اصرار رفقا یه بلیط دیگه هم گرفتیم. فیلم یکی دو صحنه ی عمیق داشت که مرا یکی دوساعت گرفته بود. هر چند فیلم نامه چنگی به دل نمی زد. بازی خوب مرد سینمای ایران هم که دیگه جای بحث نداره!! من از این آدم خیلی خوشم می آد. پدر بود!

این فیلم هم مثل خیلی از کارای حاتمی کیا یه جاهایی شعار زده شده بود..که البته جزیی از روزمرگی ماست.

 

 

نوشته شده توسط هادی بهروز در 85/07/11 ساعت 12:50 | لینک ثابت |

سلام رفقا

وقت زیادی برای وراجی کردن ندارم. ما توی این چند سال حرف زیاد زدیم. حوصله ندارم همه چیم شده اون..اون یعنی همه چی!!

............

گاهی هم باید شعار داد.کی گفته بده؟! همه مان شعار می دیم!! همه دروغ می گیم..همه از جنس یه کرباسیم

نوشته شده توسط هادی بهروز در 85/07/06 ساعت 23:31 | لینک ثابت |