تبليغاتX
چراغ کش
حافظ:

دیده ی بدبین بپوشان ای کریم عیب پوش...زین دلیریها که من در کنج خلوت می کنم

حافظم در مجلسی دردی کشم در محفلی...بنگر این شوخی که چون با خلق صنعت می کنم

 .............................

بورخس:

این صفحات نمی توانند مرا نجات دهند؛شاید به این دلیل که آنچه خوب است دیگر به فرد تعلق ندارد- حتی متعلق به آن مرد دیگر هم نیست- بلکه به سخن و سنت تعلق دارد. به هر حال سرنوشت من اینست که به یکباره و برای همیشه از میان بروم و تنها لحظاتی از من در آن مرد دیگر زنده بماند.

((هزارتوهای بورخس...))

.............................

 از این حرفها گذشته رفیق ما چیزی برای از دست دادن نداریم. اصلن از اول باختنی در کار نبود..دیگر احتیاجی نیست دست به عصا قدم برداری..اینجا سلاخان کنده بر دوش صبح شان را با نام تو آغاز می کنند..در گوشه گوشه هایی پر خون از تو آواز می خوانند.همراز پرسه گرد شبهای مهتابی... ................................

نوشته شده توسط هادی بهروز در 84/10/23 ساعت 0:30 | لینک ثابت |

 

سعدی:

همه عمر بر ندارم.سر از این خمار مستی...که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

 

 

حافظ:

گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع...سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش

...

ساقیا می ده که رندیهای حافظ فهم کرد...آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش

 

ابوتراب خسروی:

از محاسن مرگ یکی همین است که مرگ پیری ندارد...

(دیوان سومنات..مرثیه ای برای ژاله و قاتلش)

...................................................................

اینها را من می گویم..شما آن باشید که هستید.. به من چه که بعضی هاتان از بعضی کینه به دل دارید. به من چه که فلانی آنفاکتوس زده یا فلان کسک دستش را تا آرنج فرو داده به سوراخ های لنگه به لنگه ی بینیش..من از خودم می گویم..از خود دربه دریهایم..از شب پرسگی هایم..از اینکه میبینم و باور دارم..تو اما از خودت بگو..از خودت سوال کن..

اینجا کسی هست که نترس ساطور سلخ به دست ایستاده..نترس می گوید..نترس می بوسد..نترس فرزندان مرده اش را خاک می کند

...................................................................

نبودنت درد است..رفتنت مرگ

..................................

اون دسته از رفقایی که به کنایه وشوخی عیب ما می کنن..هنوز خراب نشدن که بدونن !!!

پیشتر ها ما هم شعارهای خوبی بلد بودیم و به جا و نا بجا توصیه می کردیم..آره جیگر!!

نوشته شده توسط هادی بهروز در 84/10/15 ساعت 21:0 | لینک ثابت |
یک اتاق دونفره جایگاهیست که می توان در آن نفس کشید.. می توان در آن نوشت.. می توان از گذشته ها گذشت.. از نگفته ها شنید .. از ندیده ها چشید...

 

من در تو ام...همین.

نوشته شده توسط هادی بهروز در 84/10/09 ساعت 19:39 | لینک ثابت |